|
واژگان واژگون
|
||
|
شعر محمد رضا طهماسبی |
شده ام بی قرار ناصر فیض
می شوم رهسپار ناصر فیض
دم به دم کوپه کوپه بیت به بیت
می روم با قطار ناصر فیض
شکر ایزد من و شما شده ایم
زاده در روزگار ناصر فیض
زندگی در شرایطی عالی است
زندگی در جوار ناصر فیض
با محمد حسین جعفریان
که بود یار غار ناصر فیض
گفتم از چیست توی وادی طنز
علت اشتهار ناصر فیض؟
داد پاسخ که او چو آیینه است
دیگران چون غبار ناصر فیض
مست فیض است و مستفیض از او
هر کسی شد دچار ناصر فیض
سیر گشته هر آنکه تا ته خورد
املت دسته دار ناصر فیض
هست حافیض و فیض بوک دو تا
اثر ماندگار ناصر فیض
نام مجموعه ی جدیدش هست
تلخ مثل خیار ناصر فیض
طنز در خون اوست گفتن طنز
نیست در اختیار ناصر فیض
طنز خونش که می زند بالا
پس می افتد فشار ناصر فیض
توی دنیا نمانده مضمونی
که نگشته شکار ناصر فیض
همه در انتظار طنز ولی
طنز در انتظار ناصر فیض
دفتر طنز معتبر گشته
همه از اعتبار ناصر فیض
شک نکن که عبید در قزوین
هست خدمتگزار ناصر فیض
کز همان بچگیش می چرخید
شعر حول مدار ناصر فیض
بردن نام شاعران در شعر
بوده خود ابتکار ناصر فیض
می زند طعنه بر دکارت و هگل
جملات قصار ناصر فیض
منتقد نیستی نسنجی اگر
طنز را با عیار ناصر فیض
طنز با تمام کبکبه اش
هست در انحصار ناصر فیض
کاش حوزه به جای دا بزند
دست به انتشار ناصر فیض
شده وقف اشاعه ی فرهنگ
همه دار و ندار ناصر فیض
چیست پست وزارت فرهنگ؟
نیست جز ننگ و عار ناصر فیض
او به نفسش سوار بود و نبود
نفس هرگز سوار ناصر فیض
از هنر های او همین بس که
شخص با اقتدارناصر فیض
چون به موبایل خود نگاه کند
سر بگیرد دوار ناصر فیض*
بی گمان قابل شمردن نیست
هنر بی شمار ناصر فیض
جای دارد که جملگی بکنیم
جان خود را نثار ناصر فیض
مثل فوتبالمان جهانی شد
طنزمان در کنار ناصر فیض
دفتر طنز سازمان ملل
مانده عمری خمار ناصر فیض
من شنیدم که حتی یونسکو-
- هم شده خواستار ناصر فیض
بیست سال است که در آمریکا
چاپ گشته دلار ناصر فیض
توی بولیوی افتتاح شده
تونل و بولوار ناصر فیض
مدعی گشته شهردار ونیز
هست آنجا دیار ناصر فیض
تازه بوده است اسم کامل او
سالواتوره چزاره ناصر فیض
ترکیه گفته اهل ترکیه اند
همه ایل و تبار ناصر فیض
گفته حتی که توی آنتالیا ست
بارگاه و مزار ناصر فیض
ناظم حکمت این اواخر گفت
بوده ام وامدار ناصر فیض
ما چه کردیم بهر او ؟هیچی
ما همه شرمسار ناصر فیض
ما به ظاهر برادران کندیم
چاه به افتخار ناصر فیض
ما نبودیم یار او اما
جمله بودیم بار ناصر فیض
من خودم شاهدم در انجمنی
حرف بود از ترور ناصر فیض
نه ترور اشتباه شد بوده
صحبت از انفجار ناصر فیض
وای وقتی کلوخ ها بزنند
دم هم از سنگسار ناصر فیض
آری آنان که خانه ی دلشان
گر گرفت از شرار ناصر فیض
غافل از اینکه همرهش بوده است
دست پروردگار ناصر فیض
ناصر فیض یار حق بوده
باد حق نیز یار ناصر فیض
این قصیده بخوان که پیشکشی است
از یکی پاچه خار ناصر فیض
* : به گمانم این از کشفیات محمود حبیبی است و بنده آن را به چشم خود دیدم و به صحت آن اعتراف می کنم . موضوع از این قرار است که ناصر فیض وقتی که با موبایل خود شماره می گیرد و کلا در هنگام کار با موبایلش سرش مدام در حال حرکت به چپ و راست است و این یکی از عادات خاصه ی شیخ ماست.
|
|